شیر ؛ سُلطان جنگل ، عاشق یک ماده خرگوش گشت و برای همیشه گیاه خوار شد ...
+ نوشته شده در شنبه 1388/04/06ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم
|
×
حسّی به نام حسّ یازدهم وجود ندارد ... من ساختمش ... همانجور که خدا مرا ساخت ... دلیلش این بود که یازده را دوست داشتم ... پس خدا هم مرا دوست داشت ...
حسّ یازدهم من با آنچه در مغز و شُرت خود دارید ، فرق دارد ولی متفاوت نیست ... اینجا ؛ من ؛ من ِ نوعیست ... !!! شاید خودِ من اصلا عددی نباشم ؛ شاید هم ذات پنداریست ؛ به گمانم انسانم آرزوست ... !
هر چه هست .. هر کجا هست ... یک حسّ هست ... دور است .. امّا دوست هست ... هر چه هست ، یک حسّ هست ... نمی توان گفت ؛ باید درکش کنی ... نامش حسّ یازدهم است ... تو هر چه می خواهی صدایش کن ... !!!