اگر آفرینشی بود ، برای لذّت خود پروردگار بود و اگر شکرگزاری ای هست ؛ برای لذّت خود من ...
قاب عکس غُبار گرفته ی داخل گنجه ؛ از همه ی قاب عکس های چشم نواز روی دیوار و طاقچه ؛
خاطره انگیز تر است انگار ...
ماهی هایی که در عمق زندگی می کنند ؛ از طوفانی شدن دریا هراسی ندارند
،؛،
فقط گاهی دندان گیر کوسه ها می شوند ...
من مادری را می شناسم و ستایش می کنم ، که زنده ماندن شرافت و آزادی را به زنده ماندن فرزندش
ترجیح می دهد ...
خواب دیدم ،؛، وطنم ؛ فاحشه ای پیر است که از بی کسی خود ارضایی می کند و می گرید ...
از داخل ماشین صدای زنی می آمد که می گفت زنده باد محمود احمدی نژاد ؛ زنده باد دولت امام زمان ؛ داخل پیاده رو زنی که از دیدن کتک خوردن مردم به گریه افتاده بود فریاد می زد یا امام زمان به فریاد این ملّت برس ...
،؛،
و من فکر می کنم به خودمان ؛ به امام زمان های خودمان ...
می گوید گیرم بهشت هم وجود داشته باشد ؛ چه مسخره هست که همیشه آدم شاد و آرام باشد !
،؛،
با خودم فکر میکنم ؛ گیرم بهشت وجود نداشته باشد
ولی چه مسخره هست که معنی شادی و آرامش را نمیدانی !



